دختر بهشتی منی

کوچک رویایی من؛تمام بودنت راحس می کنم...

سومین اردیبهشت

1398/2/4 14:19
100 بازدید
اشتراک گذاری
درست است که دومین سال تولد توست،دومین اردیبهشت توست؛ولی من می نویسم سومین،سومین اردیبهشت هست که در جان من رخنه کردی....سومین بهار است که پابه پای تو دست دردستان کوچک تو نفس به نفس تو باران را از پشت شیشه نگاه می کنم،گاهی پنجره را باز می کنم و از بوی خاک باران خورده خدا را صدا می کنم....از طرف تو هم با خدای خودم خلوت میکنم...

صدای رعدو برق می آید برخلاف همیشه که ازترس مثل بیدبه خودم میلرزم،اما آرامم.با آرامش خاصی پنجره را باز میکنم .باران تند تر میشود توی جنین را در درونم....توی یک ساله  را درآغوشم...و توی بیستوچهار ماهه ام را در کنارم حس می کنم که این احساس چقدر لطیف است مانند باران بهاری که دلهره ای ندارد که میدانی چند لحظه بعدش  همه جا پراز روشنایی و نور میشود...دستانم زیر باران است دستانت در دستان من مشت شده است از باران هراس داری و من با زبان کودکانه دستانت را باز می کنم که هدیه خدا را قبول کنیم......

عزیزکوچکم تو وصلی به خدا و من وصلم به تو...مطمئنم که این وصله ها بی نهایت محکم است.
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)